جمعه, 28 تير 1398
عنوان : هفته حجاب وعفاف گرامی باد .
کد خبر : ۲۷۵۰
تاريخ :
 ۱۳۹۸/۰۴/۱۵ 
ساعت : ۷:۴۰:۵۱

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

امام علی (ع):

 پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایی اوست.

مقام معظم رهبری :

ما که روی حجاب این‌قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می‌کند تابتواند به‌آن رتبه‌ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاه‌های بسیار لغزنده‌یی که سر راهش قرار داده‌اند، نشود.

حجاب در قرآن

در قرآن مجيد بيش از ده آيه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
يکي از اين آيات، آيه 59 سوره احزاب است:« يا ايهاالنبي قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين و کان الله غفورا رحيما» (اي پيامبر، به زنان و دخترانت و نيز به زنان مومنين بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معناي يک پوشش سراسري است؛ يعني زن بايد همه اندامش پوشيده باشد تا همچون گلي لطيف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آيه 31 نيز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به ميان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال اين کلمه، بيشتر به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش ميدهد که پرده، وسيلهي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده ميشود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.
حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممکن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نميتوان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب ميتواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يک نوع آن حجاب ذهني، فکري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فکري و روحي صحيح است که ميتواند از لغزشها و گناههاي روحي و فکري، مثل کفر و شرک جلوگيري نمايد. علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي ميکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شدهاند.

هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسيله‌ي تزکيه‌ي نفس و تقوا به دست ميآيد:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛
اوست خدايي که ميان عرب امّي (قومي که خواندن و نوشتن هم نميدانستند) پيغمبري بزرگوار از همان قوم برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوي و حکمت الهي بياموزد؛ با آن که پيش از اين، همه در ورطه‌ي جهالت و گمراهي بودند.
از قرآن کريم استفاده ميشود که هدف از تشريع حکم الهي، وجوب حجاب اسلامي، دست‌يابي به تزکيه‌ي نفس، طهارت، عفت و پاکدامني است.

آياتي همچون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگي جسم و جان ايشان اصلح است.

حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.


حجاب در گفتار
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.


حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهاي راه نروند که با نشان دادن زينتهاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده ميشود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه‌ي لغوي عفت نيز وجود دارد؛

حجاب و عفت
دو واژه‌ي «حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشترکاند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي‌هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب که هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه‌ي باطني و دروني عفت، تأثير بيش‌تري دارد؛ و بالعکس هر چه عفت دروني و باطني بيش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم ميگردد.

حجاب زنان سالمند
قرآن مجيد به شکل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه ميدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباسهاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت ميگويد: اگر عفت بورزند، يعني حتي لباسهايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِکاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ي قبل، بين پوشش ظاهري و عفت باطني، رابطه‌ي علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا که مقدار حجاب ظاهري، نشانهاي از مرحله‌ي خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست که هر زني که حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همه‌ي مراتب عفت و پاکدامني نيز برخوردار است.

 

 

کمیته عفاف و  آراستگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرگز

 



بازگشت           چاپ چاپ         
 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرگز

DOURAN Portal V4.0.4.0

V4.0.4.0